30 בנוב׳ 2009

תלקיט: האפינגטון פוסט וזמאנה

TEHRAN, Iran




— Iran's nuclear chief on Monday said U.N.
criticism pushed his country to retaliate
by announcing ambitious plans
for more uranium enrichment.
With tensions rising over deadlocked negotiations,
France said diplomacy was not working and sanctions against
Iran were needed.

נשיא איראן אחמדיניג'אד נחשף לביקורת על רקע היחס שבו הוא נוהג כלפי תושבי ארצו
 אחמדיניג'אד נשיא  הרפובליקה האיסלמית של איראן 
  נחשף לביקורת על רקע היחס המדכא

מאת רזא סאבד אומיד (פרסית)

برخی خود را نماینده خدا روی زمین میدانند

مهدی کروبی در گفت و گویی به برخی مطالب اخیر در روزنامه کیهان پاسخ داده است. متن این گزارش به شرح زیر است

مهدی کروبی در آغاز این گفتگو اظهار داشت: "مدتی پیش شخصی که خود را نظریه پرداز اصولگرایان می داند، در دیداری که با آقای احمدی نژاد داشته میگوید «حفظ دولت نهم مهمترین وظیفه علاقمندان انقلاب است. وقتی رضایت خدا در میان باشد، هیچ چیز دیگری مهم نیست. باید به شکلی عمل کنیم تا رضایت خدا تامین گردد، حتی اگر اکثریت مردم گمراه باشند و صلاحیت خود را تشخیص ندهند» آیا مسوولین امر نباید از امثال این مدعیان نظریه بخواهند که چرا به این سادگی به میراث امام مظلوم که می فرمود «میزان رای ملت است» و مردم ولی نعمت هستند و تصمیم نهایی با آنهاست، چوب حراج می زنند و وکیل خدا بر روی زمین شدهاند؟

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه افزود: "من وقتی این نوع اظهارات را خواندم بسیار متاسف شدم و به خدا پناه بردم از این که برخی چنان به خود می نگرند که گویی نماینده خدا بر روی زمین شده اند. برای خود چنین امتیازی فرض می کنند و سپس بنام رضایت خدا، دست به هرکاری می زنند و هر گونه که خواستند عمل می کنند. آقایان به این پرسش پاسخ ندادند که چگونه به این درجه رسیدند و چگونه به آنها الهام شده است که مخالفت با دولت احمدی نژاد مخالفت با خداست؟"

این نامزد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ادامه داد: "من واقعا نمی خواستم به خودبزرگ بینی این آقایان اشارتی داشته باشم اما وقتی دیدم مکرر می آیند و از " فتنه " حرف می زنند و نقش های خودشان را در بوجود آمدن حوادث پس از انتخابات انکار می کنند و برای قوه قضاییه خط و نشان می کشند ،در مقام پاسخگویی برآمدم."

وی در ادامه به مطالب روزنامه کیهان و انتشار اخبار جعلی و سیل تهمتها اشاره کرد و اظهار داشت: "پس از روزهای قدس و ۱۳ آبان و همچنین حضور من در نمایشگاه مطبوعات، آنها که از حضور مردم نگران و آشفته شده بودند، هجمه ها و تهمت هایی را علیه من آغاز کردند. درحالی که دلیل این هجمه، حضور مردم بود. تریبون های نمازجمعه آغشته به تهمت، افترا، دروغ و ناسزاگویی شد. دراین میان طبیعی بود که عده ای از بزرگان به روش های مختلف از ما دلجویی کنند. از جمله برخی مراجع عظام، کتبی و شفاهی و یا بیوت مکرم آنان، برخی علما، فضلا، دانشگاهیان، دانشجویان، روزنامه نگاران، برخی از نمایندگان مجلس و گروه های سیاسی در تماس های مختلف ضمن ابراز انزجار از اتهامات و افتراها و نیز وقایع رخ داده پس از انتخابات، نسبت به اینجانب ابراز لطف و محبت کردند."

کروبی سپس گفت: "دراین میان جناب آقای احمد صدر حاجسیدجوادی که بیش از ۹۰ سال سن دارد

רשומה מאת ביסטון (פרסית)


سخنان غیرمنتظره بهرام بیضایی در اختتامیه جشنواره پروین اعتصامی


پارسینه، بهرام بیضایی کارگردان نام آشنای کشورمان در مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم پروین اعتصامی وقتی به عنوان فیلمساز برتر انتخاب شد، جایزه خود را به "سوسن تسلیمی" هدیه کرد و حاضران را با یکسخنرانی کوتاه و انتقادی غافلگیر کرد.

بیضایی وقتی برای گرفتن جایزه بالای سن آمده بود، گفت:فیلم "باشو غریبه کوچک" تاحالا فقط دو جایزه گرفته، اولی را یه مجسمه ساز پراگی به من داد . فیلم را در جشنواره ای دیده بوده و سه مجسمه کوچک برای من و عدنان(بازیگر جنوبی فیلم) وسوسن تسلیمی ساخته بود و داده بوده به خسرو سینایی که به دست من برساند و این دومین جایزه این فیلم است و من این جایزه را تقدیمش میکنم به زنی که این نقش را بازی کرده، سوسن تسلیمی که به دلیل بی مهری ها ایران را ترک کرد و وقتی رفت چهار تا فیلم توقیفی داشت.

این سخنرانی کوتاه و انتقادی سازنده "باشو غریبه کوچک" با تشویق حاضران روبرو شد.

بنا بر نظرسنجی جشنواره فیلم پروین اعتصامی از 130 چهره فرهنگی، هنری فیلم «باشوغریبه کوچک» ساختهی بهرام بیضایی بهعنوان بهترین فیلمی که توانسته نقش اجتماعی زنان را منعکس کند، انتخاب شد.

گفتنی است ایده اصلی فیلم "باشو غریبه کوچک" متعلق به سوسن تسلیمی است،او ایده فیلم باشو غریبه کوچک را در طرح کوتاهی، با بیضایی در میان میگذارد و او هم که در آن زمان در اندیشه ساخت فیلمی درباره بچهها بوده، آن را می پذیرد و پرورش میدهد: زنی گیلانی، بچه جنگزدهای از جنوب را در پناه خودش میگیرد. باشو غریبه کوچک، در سال ۱۳۶۹ و در زمانی که سوسن تسلیمی در سوئد به سر میبرد، پس از پنج سال توقیف، اکران شد.

קבוצת הטרור הסונית הקיצונית תעמוד לשימוע בבית הדין

Fars
סוכנות הידיעות פארס
הקישור דרך חשבון הטוויטר
של דומיניק רודייר

איראן מעבר לסטריאוטיפים: NYT מאמר הניו-יורק טיימס (אנגלית)


תערוכת צילומים מאירן
שופכת אור על העדשה
שדרכה אנחנו מביטים על איראן
,

The FP Top 100 Global Thinkers

מדורגת ברשימת  האנשים החשובים והמשפיעים
מקום שלישי
מתוך 100 אישים 
דיווח אתר FP
זהרה רהנאברד
היא אשתו של שאח רפורמיסט
מנהיג תנועת האופוזיציה האירנית
"ים ירוק"

28 בנוב׳ 2009

share 10.11 Raza Sabze Omid (facebook


دولت مقتدر
دولت مقتدر دولتی است که جامعه حق اعمال زور را برای آن پذیرفته و در برابر آن تمکین می کند. هرچه دایره رضایتمندی و موافقت با اعمال زور از سوی دولت در جامعه وسیعتر باشد، دولت از اقتدار بیشتری برخوردار است. سه مفهوم دولت، اقتدار و مشروعیت(legitimacy) شاید بنیادی ترین مفاهیم اندیشه سیاسی به شمار آیند. اداره جامعه نیازمند وجود نهاد دولت است. وظیفه دولت کار بست قدرت به منظور اجرای قانون و حفظ نظامات اجتماعی و فراهم آوردن فضای مناسب برای زیست اجتماعی است. اگر این کاربست قدرت با رضایتمندی و پذیرش عمومی در جامعه همراه باشد دولت دارای مشروعیت خواهد بود.
چنان که پیداست اقتدار و مشروعیت رابطه بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند. در تعریف مشروعیت گفته اند«حکومتی مشروعیت دارد که مردم تحت فرمان، اعتقاد راستين داشته باشند به اينكه، ساختار، عملكردها، اقدامات، تصميمات، سياستها، مقامات، رهبران يا حكومت از شايستگى، درستكارى يا خير اخلاقى از حق صدور قواعد الزامآور برخوردار باشند» (دال، رابرت، تجزيه و تحليل جديد سياست، ترجمه حسين ظفريان: 70 ، نشر مترجم، تهران، 1364) همچنین گفته اند: «مشروعيت متضمن توانايى نظام سياسى در ايجاد و حفظ اين اعتقادات است كه نهادهاى سياسى موجود، مناسبترين نهادها براى جامعه هستند. مشروعيت ارتباط نزديكى با مفهوم تعهد و التزام به فرمانبردارى دارد.(اندروونيسنت ، نظريههاى دولت ، ترجمه حسين بشيريه: 676 )
این همه را گفتیم تا روشن شود دولت مقتدر دولتی است که حق انحصاری اعمال قدرت (اقتدار) او متکی به سطح گسترده ای از رضایتمندی مردمی است. در واقع ملاک اقتدار دولت نه برخورداری از سازو برگ نظامی پیشرفته و نه دستیابی به انرژی هسته ای و نه ... است. با توجه به آن چه گفته شد حتی اموری نظیر صلابت در برابر بیگانگان نیز شاخص اقتدار نیست بلکه محصول و معلول اقتدار است. دولتی می تواند در برابر بیگانگان برخوردی عزتمندانه (و نه ستیزه جویانه و پرخاشگرانه) داشته باشد که از اقتدار و مشروعیت بیشتری در داخل برخوردار باشد.
همواره راه های مختلفی برای تعیین میزان مشروعیت و اقتدار دولت ها وجود دارد. میزان کارآمدی دولت در تأمین انتظارات جامعه، نظر سنجی، رفراندوم و انتخابات راه های معمول و متداول اندازه گیری میزان رضایتمندی عمومی و مشروعیت دولت هاست. اما یکی از بهترین علائم و نشانه های میزان رضایتمندی و اقتدار دولت این است که در اداره عمومی جامعه و تن دادن به خواست عمومی و تأمین حقوق قانونی و مشروع جامعه از اعتماد به نفس و شهامت برخوردار است. دولتی که همواره در توهم توطئه و تهدید به سر می برد و نگران حرکتی براندازانه از سوی جامعه است و در این مسیر حتی التزام و عمل منتقدان خود به قانون را نیز براندازی نرم تلقی می کند، قطعاً نمی تواند دولتی مقتدر باشد. چنین دولتی ممکن است مجهز به نیروی قدرتمند سرکوب نیز باشد، و با به گلوله بستن معترضان و شکنجه منتقدان بر مخالفین فائق آید، اما دولت مقتدری نیست. برخورداری از نیروی قدرتمند سرکوبگر تنها نشانه دست باز دولت در اعمال زور عریان است و نه اقتدار آن. با توجه به آن چه گفته شد شاید بتوان گفت یکی از بهترین شاخص ها برای تشخیص میزان اقتدار دولت، میزان اعمال روش های نرم افزاری و اجتناب از اعمال زور و خشونت عریان در اداره جامعه باشد. بر این اساس هرچه دولت در اداره جامعه، اقناع افکار عمومی و انجام وظایف خود کمتر نیازمند اعمال خشونت و قهر و سرکوب باشد دولت مقتدرتری است.
با این شاخص امروز می توان به ارزیابی میزان اقتدار دولت دهم نشست.
دولت دهم اولین دولتی است که در دوران بعد از انقلاب از دل اعمال قهر و خشونت عریان علیه شهروندان در خیابان ها متولد شد. روی کار آمدن این دولت به قیمت ضرب و شتم هزاران تن و کشته شدن دهها تن در خیابان ها و دستگیری هزاران تن از مردم جامعه و وقوع فجایعی جنایت بار در زندان ها بود که امروز دیگر کسی را یارای انکار آن نیست.
در طول سال های بعد از انقلاب هیچ دولتی را نمی توان نشان داد که از تظاهرات و تجمعات مسالمت آمیز سیاسی و حتی مراسم مذهبی تا این حد وحشت داشته باشد. اوج ضعف و عدم اعتماد به نفس دولت دهم را می توان در ممانعت از برگزاری مراسم ساده میهمانی افطار منتقدان در ماه رمضان و لغو مراسم بیست ساله احیای شب های قدر در حرم امام اخیر مشاهده کرد. جالب این جاست دولتی از برگزاری مراسم دینی و سنت های مذهبی این چنین ترس و واهمه دارد که خود را اسلامی ترین و متعهدترین دولت به اسلام در دوران پس از انقلاب می نامد.
به راستی چه علل و عواملی موجب شده است تا پس از گذشت سه دهه از عمر مردمی ترین انقلاب جهان و در نظامی که طی سه دهه گذشته به حق مردمی ترین حکومت جهان به شمار می آمده است دولتی چنین ضعیف و زبون روی کار بیاید که حتی از برگزاری مراسم آیینی نیز وحشت داشته باشد و برای توجیه اعمال خود دائماً به مردم خود دروغ بگوید؟
این ضعف و ناتوانی هم موجب تأسف و نگرانی است و هم موجب امیدواری. موجب تأسف و نگرانی است زیرا چنین وضعی شایسته انقلاب اسلامی و ملت فرهیخته ایران نیست و کسانی که دل درگرو آرمان ها ی انقلاب دارند نمی توانند باور کنند که نتیجه آن همه مبارزه و از خود گذشتگی و صداقت و ایثار وضعیتی باشد که امروز مشاهده می کنیم. موجب امیدواری است زیرا این ضعف و عدم اعتماد به نفس خود حکایت از وجود جامعه ای آگاه و فرهیخته و رشید دارد. چرا که در اداره و توجیه جامعه ای نا آگاه و نادان و عقب مانده هیچ دولتی احساس ضعف و عدم اعتماد به نفس نمی کند.
مشاهده واقعیت زبون و چهره ضعیف و ناتوان این دولت از پس انبوه ادعا ها و شعارهای دهان پرکن و نمایش های قدرت اقتدار، ما را به ادامه راه سبز امید مصمم تر و استوارتر خواهد ساخت .

RASA.

Abandon Hope, All Ye Who Enter Here مجتبی سمیع‌نژاد



26 בנוב׳ 2009

share via Raza Saze Omid



"از قدیم میگفتند و امروز هم میگویند که هر هدفی مسیری خاص دارد. به عبارتی اگر هدف تقویت جامعه مدنی باشد، راهبرد، راهکار،شعار، عمل و سازمان مناسب آن را باید تدارک دید. اگر هدف دولتمحور، یعنی فقط تسخیر دولت و تغییر آن است، باید به دنبال راهبرد، راهکار، شعار و عمل و سازمان مناسب آن بود. جنبش سبز مردم ایران که رنگ سبز آن در فرهنگ ایرانی ریشه دارد به دنبال چیست؟ آیا این جنبش جامعهمدنی محور است یا دولت محور؟"



به نظر می رسد که با اندکی تسامح می توان گفت که جامعه مدنی محور است .چرا که سخن از اجزای فصل سوم قانون اساسی ،قانون مداری ،مطالبات مشخص و حتی بالا بردن سطح درک و توان ابراز قدرت تفسیر روشن اندیشانه از قانون اساسی است.سخن از آزادی بیان و عقیده ،تجمع مسالمت آمیز و رسانه خصوصی است.توجه دادن به حقوق ملت ،انتخابات آزاد و قانون مند است.

نوع مطالبات را رهبران اخلاقی-سیاسی جنبش سبز به خصوص موسوی و کروبی اعلام می کنند.بخشی از نخبگان و فعاان مدنی سیاسی که در حقیقت به نوعی جنبش را مدیریت فکری-نظری می کنند به همین اهداف باور دارند.

تقی رحمانی
RASA

Note shared via Rasa Sabze Omid= 16 Azar

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال کشور در ادامه این بیانیه با اشاره به جنبش مردمی سبز، برخوردهای خشونت آمیز دولت با این جنبش را "از سر استیصال و عجز" دانسته و نوشته اند: شانزده آذر دیگری در راه است، اعتراضات دانشجویی طی این سالها همیشه عاملی بوده برای برآشفتن خواب خوش اقتدارگرایان، این بار اما شانزده آذر در حالی فرا می رسد که جنبش قدرتمند ملت ایران بیش از پنج ماه است که کابوسی دهشتناک را به اقتدارگرایان کودتاچی و باندهای فاسد نظامی-اقتصادی حامی آنها تحمیل کرده است.دولت کودتا که به رغم همهی سرکوبها و اعمال وحشیانه و غیر انسانیاش در ماههای اخیر، موفق به کنترل امواج گستردهی جنبش مردمی نشده است، اکنون از سر ضعف و استیصال میکوشد عقده اقتدار خویش را با بازداشت فعالین دانشجویی و صدور احکام سنگین زندان برای فعالین سیاسی اصلاحطلب و تحولخواه التیام بخشد، از قضا اما اینگونه برخوردها نشان از عجز روزافزون دولت کودتا و نزدیکی هر چه بیشتر آن به شیب تند سقوط است.

بیانیه این طیف دانشجویی در بخش دیگری به تلاش ها و مبارزات دانشجویان و دانش آموختگان لبیرال کشور پرداخته و خود را متعهد به دفاع از خواسته های جنبش سبز و رهبری آن دانسته و آورده است: دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران که به عنوان یک گروه فکری ـ دانشجویی تاکنون همۀ همت و توان خود را در راه گسترش اندیشۀ آزادی و نهادینه کردن پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاههای کشور به کار بسته است اکنون نیز بیتوجه به فشارهای وارده به راه خود ادامه می دهد.

در بخش پایانی این بیانیه نیز دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، ضمن حمایت قاطع از اعضای زندانی خود و با فشردن دست همه آنها که دولت کودتا را بزرگترین خصم آزادی و منافع ملی می دانند، اعلام کرده است که 16 آذر سال 88 را به یاد همه شهدای جنبش سبز، 16 آذر سبز نامگذاری میکند و "باور دارد حتی اگر تا روز 16 آذر، تکتک فعالین دانشجویی لیبرال، تحکیمی، چپگرا، ملی گرا، ملی-مذهبی، مشارکتی و... نیز بازداشت شوند و به زندان بیفتند باز هم 16 آذر سبز و باشکوهی در پیش است، 16 آذری که کابوس سقوط دولت کودتا را آشفتهتر خواهد کرد".

RASA
سه شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸

Note shared via Raza Sabz Omid (Farsi

بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی
بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقهها و گرایشها در دورهای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجههای کلان و سلاحهای گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که تواناییهای بسیج را شکل داد، بلکه نیتهایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوههایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده میشود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد میآورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرتهای بزرگ و کوچک مخربتر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان میکرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمیترسیدند و در دفاع از آرمانها و حقوق خود کوتاهی نمیورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش میگذاشت.

و بسیج جلوهگاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقههای گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس میکرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه میتوانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا میکرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگهای جامعه را در خود جمع کند؛ شبیهترین چیز به پرچمهای سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند میشود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش میآورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسانهایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نامها و نشانهها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحنها و لهجهها، نوعی از جملات و طلسمها.... نیستند که مدرسههای عشق و انسانهای بزرگ میسازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار میکند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوتههای فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون / آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها میشوند و در فتنهها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین / به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغگویانند.

اینک نوبت به وارثان باقریها و باکریها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده میشود امروز در بوته تاریکترین شبههها و فتنهها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاسها واهی است و کسانی که اینگونه قیاس میکنند بسیج را ماشینی سرکوبگر میخواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسانهایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را میدانند؟

هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده میشود به راستی چیست؟ دستگاهی بینیت که بفرموده چشمانش را میبندد و دست و پای خواهران و برادرانش را میشکند، یا نهادی مجهز به عمیقترین بصیرتها که میتواند در ظلمانیترین شبهای فتنه راه را از بیراهه تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسشها مردد ماندهاند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پارههای شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت دهد تصدیق میشود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت میرود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ میراند؛ کتابی که به سوی بهترین راه هدایت میکند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان میدهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین / ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان میرسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمیگویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلیترین شیوهشان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی با آنان و ایمان سازگار با پیرویشان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیدهاید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید. بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام میخواست در مقابل ملت قرار نمیگرفت، بلکه در کنار مردم و پشتسر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناحها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقهای خود با دیگران حافظ عرض و ناموسشان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریمهای خصوصی مردم راحفظ کند.

امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمیخواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم میدید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیرهخوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان میخواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته شود؟ و چرا باید چهرهای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورتها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را میپسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نامهایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان میآید قلب بعضی از آنان را مشمئز میکند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاهها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده میشوند.

مگر نمیگوییم عنوانهایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتها، و امثالشان محملهایی است تا قدرتها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمانهایی باشند از آنها فاصله میگیرند؟ مگر میخواهند مکتبشان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن میکنیم و ملاک بیدینی قرار میدهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزههایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس میگیرد زخمی شود؛ زخمهایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابانها میبینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافهپرستیها و قشریگریهایی که با نام دین به مردم فروخته میشود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدونتنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابانها کتک بخورند، در زندانها شکنجه ببینند و به حبسهای طولانیمدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه میدهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر میکنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم / و مردمی را که به دادگری امر میکنند به قتل میرسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیشرویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازهترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباسهای مخوف میپوشند و در خیابانهای شهر آرایشهای نظامی به خود میگیرند تا هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را میترسانند چون خود میترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم میکنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمیکنند که با این رفتارهای کوتهبینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار میدهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرتها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشهدار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند.

آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور میگفتند شما همانهایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاحهای رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریستهای افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه میکشند. قربانیان ددمنشیهای صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را میپردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور میخواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایشهای آنان مردم یا نمیترسند، که نمیترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب میشود، و یا خدای ناکرده میترسند. در آن صورت آیا اسباببازیهای جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بینیاز نمیشویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریتهای خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهمتر از آرمانهای جنبش سبز ما را مجبور میکند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگر کارگر نشود چاره دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچمهای رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز میشویم.

میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۰۴

25 בנוב׳ 2009

Raza Sabze Omid



علیاكبر اولیا نماینده یزد، در گفتگو با ایلنا اظهار داشت: فاصله گرفتن احمدینژاد از مصوبات مجلس و قوانین موجود و تاكید بر مواضع مورد علاقهاش، موجب شده است كه زمزمههای طرح سوال از رئیسجمهور در میان جناحهای مختلف در مجلس صورت گیرد.

وی افزود: مجلس ساعتها، روزها و ماهها برای تصویب قوانین وقت میگذارد اما این قوانین كه از مطالبات جدی مردم نیز هستند، در دولت به دست فراموشی سپرده میشود.
نماینده مردم یزد و صدوق با اشاره به تقاضای تحقیق و تفحص از عملكرد دولت در برنامه چهارم، كه هفته گذشته در مجلس تصویب شدهاست، خاطرنشان كرد: مجلس با تصویب این طرح، به دنبال رفع نگرانیهایی است كه در حال حاضر وجود دارد.

این عضو كمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی یادآور شد: دولت از كنار بسیاری از احكام قانون برنامه چهارم، بیتفاوت عبور كرده است و حتی قوانین بودجه را هم اجرا نكرده است.

اولیا افزود: مجلس با تقاضاهای تحقیق و تفحص، طرح سوال از وزیر و استیضاح و حتی طرح سوال از رئیسجمهور نظارت خود را بر تخلفات دولت حفظ میكند.

وی تصریح كرد: طبق آییننامه مجلس، چنانچه 10 نماینده اشكالی در كار دولت ببینند، میتوانند آن را به دستگاه قضایی ارجاع دهند.

این نماینده مجلس با بیان این مطلب كه در قانون بودجه سال گذشته، میزان تخلفات بسیار زیاد بوده است، گفت: دولت به قوانین بودجه سال گذشته عمل نكرده است و درخواست اصلاحی نیز برای آن نداده است.

وی در پایان گفت: انتظار میرفت چنین مسائلی در فضای صمیمانهتری حل شود و مجلس وادار به ارجاع این تخلفات به قوه قضائیه نشود. اما این انتظار محقق نشده است

RASA
٤ آذر ١٣٨٨

Note share via Mariam Namazie חוקה אחת לכולם : בריטניה

Several hundred joined a rally
in
London’s Hyde Park
organised by
One Law for All 
to
show their opposition
to Sharia and religious-based laws
in Britain
and elsewhere and
to demand
universal rights
and secularism.

At the rally,
over 20 speakers and performers




exposed the discriminatory
and brutal nature of religious laws.
They included Council of
Ex-Muslims of Britain’s Asad Abbas;
International Humanist
and Ethical Union’s Roy Brown;
Secularist Ismail Einashe;
Philosopher AC Grayling;
Southall Black Sisters’ Rahila Gupta;
MP Evan Harris;
Organisation of Women’s Freedom in Iraq’s Houzan Mahmoud;
Lawyer Rony Miah;
Campaigner Maryam Namazie;
British Humanist Association’s Naomi Phillips;
European Humanist Federation’s David Pollock;
National Secular Society’s Terry Sanderson;
Activist Muriel Seltman;

Equal Rights Now’s Sohaila Sharifi; Organisation for the Defence of Secularism and Civil Rights in Iraq’s Issam Shukri; Iran Solidarity’s Bahar Milani; Human Rights Campaigner Peter Tatchell; National Secular Society’s Keith Porteous Wood and the rally’s Master of Ceremonies, Iranian Secular Society’s Fariborz Pooya.

The rally heard from people with direct experiences of Sharia law, including Iranian-born activist Sohaila Sharifi and Somali-born secularist Ismail Einashe. Einashe spoke of his cousin who had been forced to remain in a violent marriage by the sham courts here in Britain. He said: ‘I wanted to tell you my cousin’s story to highlight that whatever the pro-Sharia lobby say, we know that there are women out there being abused, and sadly all too-often too afraid to come forward. The only ‘choice’ my cousin was given, was either to be separated from her children or remain in a violent marriage. She chose to stay in the marriage for the sake of her children... I don’t think this is a ‘choice’ – how can it be?’

Maryam Namazie, the One Law for All Spokesperson, also gave several examples of the legal compulsion involved in the decisions of the Muslim Arbitration Tribunals and Sharia Councils, particularly with regards forced marriages, divorce and child custody. She went on to say that it was scandalous that countless women were relegated to kangaroo courts with lesser rights here in Britain and elsewhere.

Campaigner Peter Tatchell said: ‘Sharia law is a form of religious dogma and tyranny. It is homophobic, sexist and anti-democratic.’ Terry Sanderson of the National Secular Society went on to say that: ‘Sharia law does not develop, it is fixed and immutable, but its interpretation is unpredictable, unregulated and subject to the whims and prejudices of individual practitioners.’

Many of the speakers spoke of the brutalities of Sharia in other countries. Issam Shukri from Iraq told the rally how Islamic militias linked to the cleric and MP Muqtada al-Sadr had executed dozens of women who they deemed to be improperly dressed because they were not fully covered head-to-toe in Iraq. Examples were also given of rights violations under Sharia in Iran, Afghanistan, Pakistan, the Sudan, Somalia and elsewhere.

Activist Muriel Seltman condemned the cultural relativism that allows for religious laws to go unchallenged. She said: ‘What can be more racist than laying down different standards for different people in different societies? This is what is racist not the criticism of barbaric practices.’

Many speakers criticised the right of religion to special status to undermine fundamental human rights. David Pollock of the European Humanist Federation said: ‘Sharia courts seek to provide a parallel legal system... Arguments for Sharia law are based on the concept of group rights. And group rights are inherently hostile to human rights.’ MP Evan Harris condemned the government for giving privileged advisory status on policy and legislation to often unrepresentative faith leaders. Lawyer Rony Miah said: ‘Having separate systems of law for different communities are no different from separate faith schools; it will only lead to a fragmenting of communities - not cohesion.’

Rahila Gupta of Southall Black Sisters added: ‘accommodating alternative systems of justice is not about choice or tolerance in a pluralistic society; it is not about Muslim women's autonomy. These demands emerge from fundamentalist politics however they are dressed up.’

Roy Brown of the International Humanist and Ethical Union spoke about how Islamic states are behind the demand for more religious laws and the banning of any criticism of Islam. He said: Sharia law [in Britain] is but a small part of a worldwide campaign to replace international law with Islamic law… The acceptance of Sharia law for the settlement of family disputes in Britain is just one small part of a global problem.’

Maryam Namazie said that Sharia courts and councils were extensions of the political Islamic movement – not the demand of Muslims or those labelled as such – and resistance to it was global as well. She told the crowd: ‘Sharia adversely affects the rights, lives and freedoms of countless human beings across the world. Opposing Sharia law is a crucial step in defending universal equal rights and secularism, and showing real solidarity with people living under and resisting Sharia.’ Fariborz Pooya added that ‘people living under Sharia law are the first victims and at the same time the first line of resistance against it and must be defended.’

Writer AC Grayling went on to say: ‘The principle of one law for all, with everyone equal before the law, is a vital one for a genuine democracy. The One Law For All campaign is doing an urgently needed job of protecting those who, hidden behind the veil of Sharia or other religious 'courts', risk injustice, abuse, and deprivation of rights.’

During the rally, Bahar Milani and Richard Francis of Iran Solidarity led an act against child executions. The Islamic Republic of Iran is the only state that continues to execute minors. At least 130 juveniles are on death row in Iran, including for homosexuality, apostasy, sex outside of marriage and involvement in school or street fights that have resulted in murder.

Throughout the event, there were performances from poets AK47, Lilith and Christine from the Anti-Injustice Movement and Selina Jus1jam from Yorkshire as well as musician Fari B and singer/songwriter David Fisher.

On the day, many others took part in simultaneous acts of solidarity with the rally and its demands in 23 countries across the globe, namely Australia, Austria, Belgium, Brazil, Canada, Denmark, Hungary, Iraq, Ireland, Israel, Kenya, France, Germany, Mexico, the Netherlands, Nigeria, Norway, Pakistan, Poland, Serbia and Montenegro, Sweden, Switzerland and USA. In Serbia and Montenegro, Women in Black held a number of film events in support of women’s rights in Afghanistan. In Baghdad, 500 leaflets were distributed in defence of secularism and universal rights. In Canada, several acts took place, including a rally and a column written in a local paper. The Secular Humanist League of Brazil, The Peace and Freedom Party of San Francisco, and the Brussels Humanist Society amongst others issued press releases and an artist in the Netherlands contributed their artwork to the campaign. In Ibadan, Nigeria, leaflets saying ‘no to faith-based laws’ were distributed on the streets and at markets. In Pakistan, those trying to take part in an act were brutally beaten.

Photos and video footage of the rally speeches and performances can be seen here:
http://www.onelawforall.org.uk/successful-rally-against-sharia-law-in-uk-21-nov-2009/.

The protest was covered by several media outlets including on BBC Radio 4's
Sunday programme and in an article entitled Just say no to Sharia by Peter Tatchell in Guardian's Comment is Free: http://www.onelawforall.org.uk/media-coverage/.

One Law for All will continue to push for an end to Sharia and religious laws in Britain.
In the coming year, the campaign aims to conduct a survey of women who have been to Sharia courts here, will hold a fundraiser dinner on January 28, 2010 to raise money for the campaign; will host a March 8, 2010 seminar with legislators, lawyers and campaigners to recommend the legal and legislative avenues to ban Sharia and religious courts in Britain; will organise a June 20, 2010 rally against Sharia law; and will hold an October 10, 2010 conference on Sharia Law and Apostasy amongst other activities.

To support the campaign, please send a cheque made payable to One Law for All or donate via Paypal by visiting http://www.onelawforall.org.uk/donate.html.

For more information, to sign on to our petition, or to volunteer visit our website or contact:
One Law for All
BM Box 2387
London WC1N 3XX, UK
Tel: +44 (0) 7719166731
onelawforall@gmail.com
www.onelawforall.org.uk

Khoderete sabz Green Power NOTE shared via Facebook (farsi


اوجگیری برخوردها با فعالان دانشجویی در آستانه ١۶ آذر
راديو فردا : کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران روز سهشنبه در بیانیهای از بازداشت چندین دانشجو در ایران توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در تلاش برای ممانعت از اعتراضات بیشتر در روز ۱۶ آذرماه، روز دانشجو، خبر داد.

هادی قائمی، سخنگوی این سازمان مدافع حقوق بشر، گفت: «برای خاموش کردن جنبش دانشجویی به سرکوب تمامعیار دانشجویان ایران روی آوردهاند که نه فقط زیر پا گذاشتن حقوق آنهاست، بلکه به روند تحصیل و زندگی خانوادههای آنها هم لطمه میزند.»

با نزدیک شدن به سالروز ١۶ آذر، روز دانشجو، که یادبود آن هر ساله در دانشگاههای ایران با مراسم ویژه برگزار میشود، مقامات جمهوری اسلامی بارها مردم و دانشجویان را از اقدامات اعتراضی برحذر داشتهاند.

به دنبال انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادث پس از آن، به دلیل آن که دولت اجازه برگزاری هیچ گونه تجمع اعتراضی را به مردم نمیدهد، معترضان و حامیان جنبش سبز عملاً مناسبتهایی چون روز قدس و روز دانشآموز را مصادره و به فرصتی برای خود تبدیل کردهاند تا اعتراض خود را به وضع موجود در ایران ابراز دارند.

در آخرین نمونه، ١۳ آبان سال جاری که سالروز تسخیر سفارت آمریکا در تهران و روز دانش آموز است، علیرغم تهدیدهای مقامات نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تجمعات اعتراضی، معترضان حضور پررنگی در خیابانهای تهران و دیگر شهرها داشتند.

در حالی که دستگیری فعالان دانشجویی در روزهای منتهی به ١۳ آبان آغاز شد، در هفتههای اخیر و با نزدیک شدن به روز ١۶ آذر، برخوردها، احضارها و بازداشت فعالان دانشجویی به اوج خود رسیده است، به طوری که پایگاه اینترنتی «خبرنامه امیرکبیر» با انتشار گزارشی تعداد دانشجویان بازداشت شده در یک ماه اخیر را ۶٠ نفر اعلام کرده است.

این در حالی است که منابع مختلف هنوز از آمار دقیق و اسامی بسیاری از بازداشتشدگان بیخبر هستند.

از ابتدای مهرماه و آغاز سال تحصیلی مدارس و دانشگاهها بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکردند که موج اعتراضها که از فردای انتخابات به حضور خیابانی معترضان انجامید، به مراکز تحصیلی و آموزش عالی نیز گسترش بیابد.

دانشگاهها از جمله مکانهایی است که از همان آغاز سال تحصیلی هر از چندی شاهد اعتراضهای دانشجویی بود. این اعتراضها در هفتههای اخیر در واکنش به حضور برخی مقامهای سیاسی، از جمله حسین صفار هرندی، در دانشگاههای شهرهای مختلف نیز روی داد.

اعتراض دانشجویان به حضور آقای صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد سابق دولت محمود احمدینژاد، و حمید رسایی، نماینده مجلس شورای اسلامی که از حامیان سرسخت دولت محسوب میشود، در دانشگاههای مختلف از جمله مواردی بود که بازتابهای فراوانی در پی داشت.

از دانشگاه خواجه نصیر، علی پرویز و سهیل محمدی یک روز قبل از ۱۳ آبان بازداشت شدند. این دو فعال دانشجویی پس از حضور صفار هرندی در دانشگاه و اعتراض دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به سخنان وی با حضور ماموران امنیتی در محل زندگی خود بازداشت شدند.

در روز ۱۳ آبان نیز چندین فعال دانشجویی از جمله محمد هاشمی، عضو دفتر تحکیم وحدت، بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شدند. پیش از آن حسن اسدی زیدآبادی و محمد صادقی، دو تن از اعضای سازمان دانشآموختگان، بازداشت شدند.

بنابر گزارشهای منتشر شده، محمد صادقی و حسن اسدی، دو عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان ایران، چند هفته بعد و در روز شنبه ۳٠ آبان جهت تفهیم اتهام به دادگاه انقلاب منتقل شدند.

پایگاه اینترنتی ادوارنیوز به نقل از وکیل محمد صادقی خبر داد که دادگاه به موکل وی اتهامات «اجتماع و تبانی علیه نظام» و «تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانهها» را تفهیم کرده است.

بنابر بیانیههای این سازمان دانشجویی، تاکنون ٩ عضو سازمان ادوار تحکیم در بازداشت نیروهای امنیتی به سر میبرند و هفته گذشته، عبدالله مومنی، سخنگوی این سازمان، نیز از سوی دادگاه به تحمل ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. احمد زیدآبادی که دبیرکل این تشکل محسوب میشود نیز با حکم شش سال زندان و پنج سال تبعید و محرومیت دائمی از حقوق اجتماعی مواجه شده است.

سلمان سیما، عضو کمیته سیاسی سازمان دانشآموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، از روز ۲۳ آبان در بازداشت به سر میبرد.

پویا شریفی، دانشجوی کارشناسی ارشد پلیتکنیک و دانشجوی کارشناسی دانشگاه علم و صنعت، نیز صبح ۱۳ آبان در منزلش بازداشت شد. وی چهارشنبه شب ۲۷ آبانماه از زندان آزاد شد.

فرزاد اسلامی، از دانشجویان دانشگاه آزاد، نیز بازداشت شد و چندی بعد با صدور وثیقه آزاد شد.

پنجشنبه ۲۸ آبانماه نیز عباس حکیمزاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم، در منزل خود بازداشت شد. آقای حکیمزاده در حالی که ۱۳۴ روز از آخرین آزادیاش با وثیقه میگذشت برای سومین بار بازداشت شده است.

عصر همان روز نیز حمید قهوهچیان، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، امیر کاظمپور و یاسر معصومی، دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، بازداشت شدند.

در این بین تعدادی از اعضای تشکل دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران نیز از سوی مقامات امنیتی بازداشت شدند. مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی دانشجویانی بودند که در یک «کافیشاپ» و در آستانه آذرماه بازداشت شدند.

با گذشت چند روز از بازداشت هفت عضو این تشکل دانشجویی هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری این دانشجویان از سوی مقامات رسمی داده نشده است.

در تاریخ سهشنبه، ۳ آذر، محمد نیکخواه، دانشجوی رشته فلسفه دانشگاه علامه، که به تازگی به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود بازداشت شد.

برخورد با فعالان دانشجویی در شهرستانها

اما برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی تنها منحصر به تهران نبود. در آستانه شانزده آذر و در هفتههای اخیر احضار و بازداشتها در شهرستان های دیگر نیز به اوج خود رسیده است.

به گزارش پایگاههای اطلاعرسانی دانشجویی از جمله «ادوارنیوز» و «خبرنامه امیرکبیر»، در دانشگاه مازندران ۵ دانشجو با شکلگیری تجمع ۱۲ آبان در دانشگاه بازداشت شدند. اشکان ذهابیان ۱۰ آبانماه و سیاوش رضاییان ۱۱ آبان بازداشت شدند. رضاییان یک روز بعد آزاد و برای بار دوم در ۱۵ آبان بازداشت شد. بهنام فرازمند، زاوش گرایلی و مهدی داودیان نیز بعد از تجمع در این دانشگاه بازداشت شدند.

در اصفهان، علی مشمولی در جریان اعتراضات ۱۳ آبان با حضور نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد. علی مشمولی چند هفته بعد آزاد شد. امین وطانی، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، نیز دوشنبه شب ۱۱ آبان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد و چندی بعد آزاد شد.

یاشار دارالشفا، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و دبیر سابق تشکل اصلاحطلب دانشگاه قزوین، نیز در آبانماه بازداشت و آزاد شد.

هفت دانشجوی پلیتکنیک واحد تفرش که فراخوان تجمعی در روز ۱۳ آبان را داده بودند در روز ۱۱ آبان بازداشت شدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، حمید عظیمی، محمد اسعدی، سعید قاسمی، امین عربی، علی مطلبی، کورش یکان و محسن ادبیپور و چند روز بعد نیز محسن پریزاد، ایزد جابری و مسعود مرادی از همین دانشگاه از سوی مقامات امنیتی بازداشت شدند.

در کاشان ۳ دانشجوی این شهر به نامهای امیرحسین چیتساززاده، امین حیدری و مجید شهرابی پس از سه روز بازداشت در زندان کاشان به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند. این سه دانشجو در تاریخ نهم آبانماه در بیرون از دانشگاه توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

خبرنامه امیرکبیر تعداد بازداشتشدگان دانشگاه شیراز را بیش از ۲۰ دانشجو اعلام کرده است.

بنابر همین گزارش بنایی، جلالی، سعید رضایی، زاهدی، ظهوریان، عارف، پورفتحی، طاهری، صفرپور و پورسلطان از جمله دانشجویانی هستند که در زندان عادلآباد شیراز همچنان در بازداشت هستند.

علی صالحپور، کاظم رضایی، یحیی طاووسی، ندا اسکندری، خدیجه قهرمانی، نظری، شیروانی و باقری از دیگر دانشجویان دانشگاه شیراز نیز در «زندان اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰)» در بازداشت به سر میبرند.

بعدازظهر روز سهشنبه ۲۶ آبانماه ندا اسکندری و خدیجه قهرمانی، دو دانشجوی دختر دانشگاه شیراز، بازداشت شدند.

پنجشنبه شب هفته گذشته نیز دو تن از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز به نامهای رسول عالینژاد و بهروز فریدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

در روزهای ابتدایی ماه آذر، آرش خاندل و مراد باصره از فعالان دانشجویی دانشگاه ایلام به همراه تعدادی از اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه و همچنین پیام حیدر قزوینی، فرهاد فتحی و سعید سکاکیان، دانشجویان دانشگاه قزوین، بازداشت شدند.

عطا علیزاده و بهنام نیکزاد از دانشگاه آزاد تبریز نیز روز ۱۳ آبان بازداشت و در روز ۲۴ آبان با قرار وثیقه آزاد شدند.

در این بین موسی ساکت، دبیر شعبه آذربایجان شرقی سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی، روز ۲ آذر پس از ۲٠ روز بازداشت در اداره اطلاعات نیروی انتظامی تبریز با سپردن وثیقه آزاد شد.

روز سهشنبه خبر محکومیت میلاد عمرانی، از دانشجویان طیف چپ، به دو سال حبس تعلیقی نیز منتشر شد.

بنابر گزارشها، وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی قاضی مقیسهای، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به دو سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

24 בנוב׳ 2009

خس و خاشاک: بازداشت دکتر جوانرودی، استاد دانشکده ی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت

بازداشت دکتر جوانرودی، استاد دانشکده ی مهندسی مکانیک دانشگاه علم وصنعت
دکتر "جوانرودی" عضو هیئت علمی دانشکده ی مهندسی مکانیک سه شنبه شب، مورّخ 26/8/88 طیّ یورش مأموران حکومتی به منزلش بازداشت شد.
شنیده ها حاکی از آن است که مزدوران رایانه ی شخصی ایشان را نیز ضبط کرده اند. زمزمه هایی به گوش می رسد که از بازداشت ایشان به اتّهام "جاسوسی"
خبر می دهد، امّا هنوز هیچ منبع رسمیای دلیل بازداشت وی را اعلام نکرده و اطّلاعات مشخّصی در دسترس نیست.

19 בנוב׳ 2009

Raza sabze omid facebook note shared


سایز موسوی، کروبی
آبان ماه تمام می شود. پیاده روها را فرش زرد برگهای مرده پوشانده اند. سایه مرگ واعدام بر سرزمین عشق ـ ایران- فروافتاده است. جان های شیفته دیار شعر و گل سرخ یکایک خاموش می شوند.

نیکوخردمند در تهران و مهدی سحابی در پاریس به دیدار مرگ می روند. سالروز خاموشی دکتر مصطفی مصباح زاده همین روزهاست.جواد طالعی، همکارتبعیدی ما "جوانمرگی روشنفکران" را عنوان مقاله ای در سوگ مترجم ونقاش و شاعر رفته می کند. شیرکو معارفی در یک قدمی چوبه دار است. "هیئت مرگی" که به کردستان رفته است، کشتار تابستان 1367 رادر مقیاس کردستان در برنامه دارد:سیزده زندانی که محاکمه شده واز دادگاههای "نظام" حکم زندان گرفته اند، توسط هیات به اعدام محکوم می شوند.

در این فضای مخوف، مقامات "نظام" متردر دست دارند ومشغول اندازه گیری ابعاد جنبش سبز و رهبران آن هستند. محمدجواد اردشیر لاریجانی که از دیدار مخفیانه اش درلندن معلوم شد با زبان وسیاست انگلستان آشنا است از" سایز" موسوی و کروبی می گوید: "سايز موسوی و کروبی کوچک تر از آن است که جلوی حرکت نظام بايستند." معلوم نیست چرا از "سایز" خاتمی نمی گوید.

قائم مقام وزارت اطلاعات کارش دقیق تر است، متر سنج دارد: "در روز قدس که از طريق مترسنج و فيلمبرداری آمار گرفتيم حداکثر ۴۰ هزار نفر در خيابان حضور يافتند که ۸۰ درصد آنان کسانی بودند که از اول با انقلاب مشکل داشتند."

این شیوه آمارگیری انقلاب تکنولوژیک حیرت آوری در دنیاست و ازمعجزات "هزاره سوم" که نه فقط تعداد تظاهر کنندگان، بلکه درصد و زمان شروع "مشکل داشتن" آنها را هم روشن می کند. و تازه سند می شود برای کودتاچیان که درهفته رقم، آمار و سایز و اندازه، برافتخارات خودبیافزایند.

برای 5 نفر از این تظاهر کنندگان حکم اعدام صادر می شود. گروه دیگری به همین اتهام دستگیر می شوند.

رئیس پلیس تهران روی دست همکارش دروزارت اطلاعات بلند می شود و تصاویر 13 آبان را تکذیب می کند.

همفکر احمدی نژاد که در دولت کودتا پست ریاست ناجا را دارد، مرگ پزشک کهریزک را ناشی از خودکشی می داند و معلوم می کند که برای سردار رادان حتی قرار التزام هم صادر نشده است. او هم دارد مانند سعیدمرتضوی ودیگر عاملان جنایت کهریزک سرو ومر و گنده می چرخد. لابد ازاو هم مانند دیگرعاملان کشتارمردم در روزهای بعد از کودتای انتخاباتی "تقدیر" خواهد شد.

کیهان ـ ارگان مرکزی طالبان شیعه ـ می پرسد: "25 میلیون نفر شهروند درجه دوم و غیر خودی بودند؟" و سردبیر سابقش که دانشجویان او را"قاتل" می نامند، می گوید: "سیزده میلیون نفر نمی توانند صدای 25 میلیون نفر را خاموش کنند." هر دو اشاره به آماررسمی وزارتخانه سردار میلیارد است که وزیر کشور بود و حالا بعنوان وزارت رفاه از مجلس"رای اعتماد" می گیرد.

ظاهرا متر سنج کودتاچیان هم مثل دما سنجشان از میزان افتاده است. نه می توانند رقم درستی بدهند و نه می فهمند "هوا پس" است. واقعا پس است. کافی است در این ماهی که با عدد و رقم تمام می شود به چند رقم واقعی توجه کنند.

محمد خاتمی می گوید: "صد ها هزار در تظاهرات شرکت کردند."

سه وزیر دولت بازرگان می پرسند: "5/18 میلیارد دلار چه شد؟"

رئیس دولت کودتا که برای بستن یک "قرارداد ترکمانچای" دیگر به ترکیه رفته است، استدلال می کند که اینهمه پول از "سایز" 3 تا کامیون خیلی بیشتر است. و طبق معمول بادست پر از ترکیه بر می گردد. و هنوز به ایران نرسیده، این خبر منتشر می شود:

"با پایان سفر محمود احمدی نژاد به ترکیه و دومین دیدار وی در ماه جاری با رجب طیب اردوغان، رسانه های ترکیه ابعاد جدیدی از یک توافق نامه اقتصادی بی سابقه میان دولت کودتا و این کشور را منتشر کردند.این در حالیست که رسانه های دولتی پیش از این گزارش های مربوط به این باج دهی بی سابقه را «بی اساس»خوانده بودند. دو هفته قبل که اردوغان به همراه «هیات اقتصادی ٢٠٠ نفره» به تهران وارد شد، هیچ خبرگزاری داخلی ای، گزارشی از عقد این قرار داد بی سابقه در تاریخ تجاری ایران رامنتشر نکرد.حتی در آن زمان خبرگزاری نیمه دولتی ایسنا طرح چنین ادعایی از سوی مقامات ترک را «بی اساس» دانست، هر چند سه روز بعد از خروج اردوغان از ایران، همان گزارشی را که بی اساس دانسته بود، به عنوان یک «گزارش اختصاصی» منتشر کرد. بر اساس این توافق اقتصادی، ترکیه ٥٠ درصد سود خالص از فروش گاز ایران را برای بازاریابی در اروپا ازآن خود کرده است."

بعد از بخشیدن اروندرود و دریای مازندران، نوبت بخشش حق مالکیت گاز رسیده است. حالا چه اهمیتی داردکه "برخورد دستوری با شبکه بانکی سرانجام دامن بزرگترین بانک کشور، بانک ملی را " بگیرد و آن را با بحران مواجه کند بطوریکه این بانک ازجمله با "رشد 303 درصدی مطالبات کاهش 58 میلیارد دلاری فعالیتهای ارزی" روبروباشد.

کمیسون اصل 44 مجلس هم "فعلا" روی "معامله 8 میلیارد دلاری سهام مخابرات توسط" سپاه دست گذاشته است.

شفافیت بین المللی هم اعلام کرده است: "ایران در سال 2009 از نظر شاخص فساد ملی 27 پله سقوط کرده است."

پرواز های عبوری از ایران هم 22 درصد کاهش یافته است.
تجاوز 6 مرد به یک زن در روز 13 آبان هم کارش به مجلس کشیده است. سردار روزبهانی که نیروهایش درهمان روز یا داشته اند "مترسنجی" می کرده اند یا باطوم کشی، استدلالی می کند که سقراط هم از پاسخ دادنش ناتوان است: "در یک کشور 74 میلیونی تجاوز هم اتفاق می افتد."

با همین استد لال کاستن "20 لیتر بنزین از سهمیه هراتومبیل در ماههای زمستان" در کشوری که روی دریای نفت خوابیده طبیعی است.

دولت کودتا هم که اختیار میلیاردها تومان یارانه ها را گرفته تا بتواند مستقمیا روی زندگی و رای 50 میلیون نفر دست بگذارد؛ دنبال گرفتن مترو و دولتی کردن فرهنگستان هاست.

اقتصاد کشور با عنوان خصوصی شدن دراختیار سپاه قرار می گیرد و فرهنگ رسمادولتی می شود. آینده اقتصاد ایران رانظامیان تاجر پیشه و اعضای حزب موتلفه رقم می زنند وفرهنگ سرزمین حافظ و هدایت ونیما و فروغ، ملک طلق شاگردان مصباح یزدی می شود تابجای شاعر، تروریست پرورش بدهند.

سیاست طالبانی فقط برای خودشان نان و آب ندارد، کمپانی های آمریکائی وانگلیسی را هم به نوای حسابی می رساند. فقط دراین هفته "برای مقابله با خطر ایران" بزرگترین معامله اسلحه به ارزش چهل میلیارد دلار سر می گیرد.

17 בנוב׳ 2009

קמנצ'ה כינור פרסי



November 18 at 1:25am
Another Juvenile Offender at Risk of Execution


Mohammad-Hassan Rezaee,
date of birth ,
is at risk of execution for a murder he allegedly committed at the age of 17.
He is currently detained at the Rasht prison and his Qisis (Islamic retribution)
verdict has been upheld.

HRA- The children’s rights unit of HRA reports that Rezaee
is accused of stabbing Mahyar Alizadeh to death during a fight that involved several people.
His codefendant, who has not been named, has also been found guilty and sentenced to death.

Article 37(a) of the Convention on the Rights of the Child clearly states: “No child shall be subjected to torture or other cruel, inhuman or degrading treatment or punishment. Neither capital punishment nor life imprisonment without possibility of release shall be imposed for offences committed by persons below eighteen years of age”.

Iran remains the world record holder in juvenile executions.

13 בנוב׳ 2009

کودتاگران ناکام که چند روزی بود طرح مضحک و عقیم جنبش سبز علوی را برای مصادره رنگ سبز به
راه انداخته بودند، بعد از اینکه دریافتند با این قبیل طرحهای مبتکرانه(!)
راه به جایی نمیبرند تصمیم گرفتهاند روز عید غدیر، رنگ سبز را مصادره کنند.


به گزارش موج سبز آزادی، یک روحانی حامی
دولت کودتا در مصاحبه با فارس اعتراف کرد که طرح جنبش سبز در واقع اموی ناکام و عقیم مانده است
و برای مصادره رنگ سبز باید روز عید غدیر تمام تلاش
خود را به کار گیریم. حجتالاسلام فانی در مصاحبه با بنگاه خبرپراکنی شبه نظامی فارس نیوز، تلویحا گفته
است که آنچه به عنوان جنبش سبز علوی به راه افتاد در برابر موج خروشان سبزهای واقعی راه
به جایی نبرد و باید تدبیری دیگر اندیشید.
وی این تدبیر را از طریق به کارگیری رنگ سبز در روز عید غدیر این حربه را خنثی نمود.

حامیان دولت نامشروع کودتا گویا از یاد بردهاند که رنگ سبز از ارکان اصلی هویت این جنبش و به
جز جدایی ناپذیر آن تبدیل شده است و با این طرحهای خام معنای حقیقی رنگ سبز از بین نخواهد رفت.

گفتنی است، کودتاگران پیش از این به سرکردگی روزنامه کیهان، در تقلیدی خام از گفتمان پیشروان جنبش سبز در بازشناسی اسلام اموی و علوی،
اصطلاحات عقیم و نامانوسی چون جنبش سبز اموی و علوی را برای مصادره رنگ سبز باب نمودند که به دلیل وفور خلاقیت و ابتکار این دوستان(!)
عمرش به بیش از یک هفته کفاف نداد و اکنون باید به دنبال اصطلاحات جایگزین برای این عبارات بگردند.

لازم به توضیح است که عباراتی نظیر اسلام اموی و علوی و مقایسه میان رفتار امویان و علویان را برای اولین بار دکتر محسن کدیور از پیشگامان جنبش سبز مطرح نمود و پس از آن بود که کودتاگران برای عقب نماندن از قافله عباراتی تقلیدی از آن دست که ذکر شد را ساختند.

موج سبز آزادی
چهارشنبه، 20 آبان 1388

MADYAR-IRANI AWARD WINNING BLOGGER

Madyar  as reported by New York Times
is an award winning Human Rights
Blogger and Journalist.


Merci Madyar Jun.

CLEANER -suppport Israeli work immigrants

שלום,

פליטה מסודן שעם משפחתה אני מתנדבת מחפשת עבודה בנקיון בתים, באזור תל אביב והמרכז. יש לה ניסיון רב בתחום.

להצעות אפשר לפנות אליי:
נעה 0504677241

Urgent :

Bahman Moaarefi known as Shirko, Kurd activist was recognized as Mohareb (god’s enemy) by the Iranian judicial system! Shirko Moaarefi 30 year old from Banneh (in Kurdistan province) has been charged with propaganda against the regime and fight against the god and is sentenced to death . He was arrested on November 1st, 2007 and has been in detention at Saghez’s intelligence office. Currently he is prohibited from having visitors in detention.


In preparation for his execution, Shirko Moaarefi was transferred to solitary confinement at Saghez central prison. He is one of the Kurd civil activist who was arrested in Saghez last year and after being interrogated and severely tortured was sentenced to death.

Khalil Bahramian, Shirko Moaarefi’s lawyer in an interview with campaign of civil and political prisoners rights by confirming the news of Shirko’s transfer to solitary confinement to execute his death sentence announced: “this verdict is contrary to all legal standard laws and he will not stop until the day he save’s Shirko”.

Bahramian has also asked all the media and human rights activists to not remain indifference during these critical days and by informing and illuminating public take action against this injustice verdict.

This attorney has published his personal phone number to work and keep the media informed.

Dr. Khalil Bahramian, Justice Lawyer 00989121463518

Last news on Facebook :
http://www.facebook.com/group.php?v=wall&gid=182030936681

petition:
http://www.gopetition.com/online/32085.html


Urgent: Please everyone does everything can do to Save Shirko Maarefi!

1) Sign and Spread the PETITION @
http://www.gopetition.com/online/32085.html

2) SEND APPEALS as SOON as POSSIBLE, TIME IS RUNNING OUT!
LETTER /APPEAL:

"Your Excellency,
I’m concerned about the fate of Shirko Maarefi a member of Iran’s Kurdish minority, s...entenced to death for “enmity against God” and at risk of imminent execution.
I’m also concerned that these scheduled execution could be a reprisal for a spate of assassinations and attempted assassinations of officials which took place during September 2009, in the northwestern province of Kordestan. With these crimes Habib Sherko Moarefi has nothing to do.
That’s why I respectfully ask you to stop their executions and to commute his death sentence.
I also ask you to consider the opportunity to impose an immediate and comprehensive moratorium on all executions, as a first step towards ending the use of this punishment: the international image of the Islamic Republic of Iran could remarkably take advantage of this choice.
Sincerely,"

COPY/ PAST and SEND TO:

a) Head of the Judiciary

Ayatollah Sadeqh Larijani, Office of the Head of the Judiciary, 
Pasteur St., Vali Asr Ave. south of Serah-e Jomhouri, Tehran 1316814737, Islamic Republic of Iran
Email: Via WEB SITE, http://www.dadiran.ir/tabid/75/Default.aspx

1st starred box: your given name;
2sd starred box: your family name;
3rd starred box: your email address

b) Governor of Kordestan Province
Esmail Najjar

Email: In Persian and Kurdish, send via feedback form on the website:
http://www.ostan-kd.ir/Default.aspx?tabId=150&cv=4@0_1

In English, French or other languages, use the feedback form on the website:
http://en.ostan-kd.ir/Default.aspx?TabID=59

Salutation: Dear Governor

Thursday, November 12, 2009


Brainwashing children:

Basij militia to be

established in 6,000 

elementary schools



12 בנוב׳ 2009

(no title)



Raza Sabze Omid


دکتر صادق ریباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و محمدکاظم انبارلویی سردبیر روزنامه رسالت به مناظره پیرامون
پیامدهای انتخابات دهم ریاست جمهوری خواهند پرداخت.

این برنامه با تلاش انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ساعت 14 روز سه شنبه آینده 26 آبان
ماه در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشگاه تهران در همین دانشکده برگزار خواهد شد.
همچنین پیش از آغاز مناظره تریبون دانشجویی نیز برگزار خواهد شد
RASA
چهارشنبه، 20 آبان 1388

11 בנוב׳ 2009

10 בנוב׳ 2009

Rasa راه سبز امید: افشای پشت پرده خبر دروغین ایرنا علیه موسوی


افشای پشت پرده خبر دروغین ایرنا علیه موسوی
در پی انتشار همزمان یک مصاحبه جعلی منتسب به فرزند مهدی کروبی علیه مهندس میرحسین موسوی در خبرگزاریهای دولتی ایرنا و فارس، حسین کروبی در جوابیهای رسمی به افشای پشتپرده این خبر پرداخت.

متن کامل این جوابیه خطاب به ایرنا بدین شرح است

مدیرعامل محترم خبرگزاری ایرنا

با سلام روز پنجشنبه گفتگویی از اینجانب حسین کروبی توسط خبرگزاری ایرنا منتشر شد که سراسر کذب و دروغ بود لذا خواهشمند است ضمن انتشار توضیحات ذیل نسبت به تکذیب این خبر مبادرت ورزید در غیر اینصورت اینجانب پیگیری قضایی و شکایت از آن خبرگزاری را حق قانونی خود خواهم دانست.

خبرگزای ایرنا با انتشار گفتگویی به نقل از اینجانب آورده است که آقای موسوی شهامت حضور در مراسم 13آبان را نداشته است و بدین ترتیب آقای موسوی را به نقل از اینجانب متهم به دروغگویی کرده است اما شرح ماجرای این گفتگوی انجام نشده و دروغپردازیهای آن رسانه دولتی که رسالت خود را به جای اطلاعرسانی بر دروغپراکنی بنیاد نهاده است، بدین شرح است:

1-در هفتههای گذشته یکی از خبرنگاران آن رسانه بر اساس آشنایی قبلی طی تماسهای مکرر، درخواستی مبنی بر گفتگو با ابوی اینجانب را با من در میان میگذاشت که پاسخ من نیز به دلیل شناختی که از رویه آن خبرگزاری و فضای امنیتی حاکم بر آن داشتم، همواره منفی بود.

2-روز پنجشنبه پس از آنکه اینجانب مطابق معمول پاسخ منفی ابوی مبنی بر عدم گفتگو با آن رسانه را منتقل کردم با پرسشی از سوی خبرنگار آن رسانه درباره حضور جناب آقای موسوی و کروبی در مراسم 13 آبان مواجه شدم که صورت مصاحبه نیز نداشت و بدین ترتیب مبتنی بر آشنایی سابق، گفتگویی ساده و کوتاه میان ما برقرار شد؛ و لاغیر.

3-در این گفتگوی کوتاه و دوستانه، اینجانب در پاسخ به این پرسش آن دوست که راجع به حصر آقای موسوی میپرسید، گفتم که «نشنیدهام ایشان در حصر باشد، حصر به موقعیتی گفته میشود که آیت الله العظمی منتظری گرفتار آن بودهاند؛ البته برخی نیروهای نظامی و امنیتی گویا در مقابل ساختمان دفتر آقای موسوی تجمع کرده و با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع از حضور ایشان در مراسم 13 آبان شدهاند.» سخن ما که صورت گفتگو نیز نداشت در همین حد بود و نه بیشتر.

4-اما با کمال تعجب روز گذشته متوجه شدم خبرگزاری ایرنا گفتگویی را به نقل از اینجانب بر اساس آن گفتگوی کوتاه دوستانه تنظیم کرده و با دخل و تصرف فراوان و دروغپردازی آشکار، آن را بر روی خروجی خبرگزاری خود قرار داده است. در تماسی که با آن خبرنگار داشتم وی مدعی شد که او چنین گفتگویی را منتشر نکرده و روی خروجی خبرگزاری قرار نداده است.

5-لذا مشخص آن است که در تاریکخانه ساختمان آن رسانه دولتی، محفلی با اهداف کثیف امنیتی اتاقی را به خود اختصاص دادهاند و ضمن شنود تلفن خبرنگاران محترم آن رسانه، اقدام به انتشار چنین گزارشها و اخباری با اهداف اختلافافکنانه مینمایند.

نیازی به توضیح نیست که جناب آقای موسوی و کروبی بر اساس روحیات شخصیشان و البته با شجاعتی که در هر یک از آنها سراغ دارم در آینده نیز مبتنی بر وحدت در عمل به هدایت جنبش سبز ایران تا رسیدن به اهداف خود و ریشهکنسازی دروغگویان محفلنشین ادامه خواهند داد و از پای نخواهند نشست و چنین دروغپردازیهایی عزم راسخ مهندس موسوی را در مبارزه با دروغ راسختر خواهد کرد و نشان میدهد که ایشان به درستی رسالت خود در این مبارزه با انتخاب کردهاند.

حسین کروبی
15آبان1388

RASA



تاریخ انتشار: ١٥ آبان ١٣٨٨
ساعت: ١٧:٥٢
کد خبر: ٥١٦٥

אשאן פתחיאן - קישור מתוך אתר פקי איראן

مادر  احسان فتاحیان: اگر فرزندم را اعدام کنید خود را آتش خواهم زدEshan Fatahian:Peky Iran

Radio Ran info

Posted by Picasa